عشق من کعبه....
لبیک الهم لبیک لا شریک لک
کعبه ر ا دم جلی می افزود ان زاخلاصات ابراهیم بود.
ای کعبه : ار سر زمین مقدس ای قبله گاه وحدت وهمدلی وبرادری توی که هزاران عاشق را از سر تا سری دنیا بطرف خود می کشانی وقلب انها را پرازعشق ومحبت عبودیت می کنی.
ای کعبه:تمام کوها وسنگ های تو بیان گری قدرت ونشانه ای ذات اقدس تو می باشد. همه گان می دانند از ان روزی که ابراحیم (ع) با دستان ژر مهر خود بناء تو را به به امری خدا وند(ج) گذاشت هر روزیکه می گذرد بر عظمت وجلال تو تو افروده می شود. وهزاران سال است که مردم از گو شه وکنار دنیا بسوی تو می شتابد وهر گس به زبان خویش تو رو عبادت می کنند. ای گعبه بلاغت هر چی رساء باشد .عبارت هر چی پر معنی خوبی ها ی تو را نمی توان بیان کرد.
یارب کی بود در مدینه جاء کنم
گنارروضه ای ان جا نان ماءواء کنم
ای گلستان گلهای جا ویدان ای سر زمین وحی ای اشیانه گبوتران عاشق وای شمع پروانه های شیدا کی بود که به وصالت زخم های فراقم را مر حم نهم ودرد های قلبم را تسکین داده واز شراب روح افزای عشقت روحم را تقویت کنم.
گی باشد که خاک سر زمینت را سرمه چشمانم کنم وازاب حیاتت بنوشم ولباس محبتت را بتن کرده وقبای مهرت بجان بپوشم با سلطان معشوقان تجدید بیعت نموده کنار یاران جان نثارش ماواء کنم.
دیگر بس است نه اشک مجال گفتن نه قلم توان نوشتن را دارد.
بعد از خدا بزرگ توی قصه مختصر....
الهی به هر کس که این مطلب را می خواند دیدار شهر مقدس مکه ومدینه را نصیب کن....

