تبليغاتX
روز شمار زندگی من...

عشق وزندگی.

 

عشق وزندگی دومقوله ای جدا نا پذیر از هم می باشند که اکثر ا خواسته ویانا خوا سته عشق را بدون زندگی و زندگی را بدون عشق تعریف می کنیم همین جاست عشق بدون دل بستن به زندگی وزندگی بدون عشق خیلی از ما آدمهارا به تباهی  کشانده

وبا عث از هم پاشیده شدن بنیان خا نواده گشته است.

 همین جاست  که عشق قبل از ازدواج ویا بعد از ازدواج توجه اکثر روانشناسان را به خودش جلب کرده است.

اما عشق چیست؟؟؟

عشق عبارتست از رغبت جدی به زندگی وپرورش آنچه بدان مهر ورزیم  عشق  یعنی حیات احترام وعلاقه دو انسان به یکدیگر عشق یعنی بودن در کنار یکدیگر وهمراهیکردن اودرتمام فراز ونشیب ها شادیها وناکامیهاو

  به نظر اشو عارف معاصر هندی: میل به عشق قا طعانه ترین نشانه ای برای اثبات وجود خداوند است.

چون انسان عشق می ورزد پس خدا وجود دارد.

اینجاست که تفاوت بین عشق حقیقی وعشق مجازی نمایان می شود عشق حقیقی والا ترین دستاورد است که انسان می تواند داشته باشد وتنها چنین عشقی است که باعث شکوفای استعداد های جسمی روحی وعا طفی مرد و زن می شود  آنرا تسکین می دهد چون مرد وزن از طریق هستی به خاطر عشق به زندگی وعشق به فرزند ومتصل می شوند واین دو نیمه  وقتی به هم برسند تمام عشق ها معنی پیدا می کنند.

چه خوب گفته است:  زن و مرد به مثابه در وازه های هستند که بسوی خداوند (ج)کشوده می شوند میل به عشق میل به خداوند است.

عشق وزندگی گلی است بسیار ظریف و شکننده که باید محا فظت و تقویت و ابیاری شوند واین امگان پذیر نیست مگر با دیانت وصداقت وایمان به خداو….

بایدبا عشق ودرعشق زندگی کنیم تا معنی مفهوم واقعی حیات را در ک کنیم

+ نوشته شده توسط مظفری در شنبه بیستم آبان 1385 و ساعت 21:58 |

این آن فردایی نیست که منتظرش بودیم...

  خدا به آن ملتی سر وری داد        که تقدیرش به دست خویش بنوشت

  به آن ملتی سروکاری ندارد            که دهقانش برای دیگری گشت.

شکست حکومت طالبان توسط نیروهای چند ملیتی با اهداف هر چند ظاهر پسند وعوام فریب چندان خوشایند نبود که اکثری مردم می پنداشتند. واز نیروهای خارجی بعنوان فرشته گان نجات یاد می کرند.

وقتی کشور های خارج در کنفرانس بن کمک های شان را یکی یکی اعلان کردند واژه باز سازی وصلح را جایگزین منفور ترین کمه  یعنی(استعمار واشغال) کریم که همه ملت های آزاده دنیا از آن منتفر است آینده افغانستان را زیبا وخیال انگیز تصور کردیم فکر کردیم راهی صد ساله را یک شبه می توانیم طی کنیم خو را متمدن وپیشرفته تصور کردیم با چشم بسته از غرب وغرب زده ها تقلید نمودیم هر چه گفتن پزیرفتیم وبه هر سازی آنها رقصیدیم با آنکه می دانیستم هیچ خیری در آن نیست.

هر روز هموطن وبرادرمان را جلوی چشمان ما گشتن به اجبار سکوت کردیم وآرامش  مادی ومعنوی خودمان را ملعبه ای سیاست نا درست خو دفروختگان کشور های غربی قرار دادیم یک باره  فراموش کردیم که تاریخ داریم وفر هنگ اصیل افغانی.

هر حرکتی اسلامی را بخشی جدا نا پزیری از تفکر واندیشه طالبانیسم فرض کردیم ودین داری وملسمان بودن را عقب ماندگی وبدبختی و.... دانیستیم. اسلام را از عمل کرد گروه طالبان و.... بر داشت کردیم.

تمام این کار ها را کردیم تمام مشکلات را تحمل کردیم تا به ارامش برسیم ولی این آن فردایی نیست که منتظرش بودیم؟

+ نوشته شده توسط مظفری در پنجشنبه هجدهم آبان 1385 و ساعت 10:18 |
عكس العمل انسان در برابر رفتار هاي ديگران
 
چالش بزرگ : گفتاري پيرامون عكس العمل انسان در برابر رفتار هايديگران !!!!
اين يك بينش عميق روانشناسي است : اگر فردي به شما ناسزا بگويد , موقعي به او عكس العمل نشان خواهيد داد كه نا خود آگاه احساس كنيد راست ميگويد . اگر حس كنيد كه مطلقا اشتباه مي كند , آن وقت ميتوانيد به او بخنديد . اگر كسي نزد شما بيايد و به شما بگويد كه از لحاظ جنسي ناتوان هستيد ناراحت ميشويد , اما فقط موقعي كه اين ناتواني را در خود احساس كنيد , و گر نه چنين چيزي رخ نميدهد . فقط اگر نكته بيان شده به يك جاي مخفي در وجودتان زخم بزند ان وقت است كه عكس العمل با ان همراه خواهد بود . بنابراين همه آن نكته بيان شده را سبك و سنگين كنيد و اگر حق با اوست متشكر باشيد
روانشناسي نوين ميگويد كه ذهن انسان به دو قسمت تقسيم شده : بخش كوچكي كه آگاهي است و بخش بزرگي كه نا آگاهي است . من نسبت به بخش ناخوداگاه خود وقوف ندارم , اما هر كسي كه با من در تماس قرار ميگيرد شروع به شناختن آن ميكند , زيرا اين بخش نا آگاه از طريق رفتار , كردار , و بيان من خود را نشان ميدهد . ضمير ناخوداگاه وسط هر آن چيزي كه من انجام ميدهم خود را ابراز ميكند .
اين خود تبديل به يك مشكل ميشود , مشكلي عميق . شما از طرز فكر , خواستهاي عميق , و محدوديت هاي عميق خود آگاه نيستيد , اما بقيه از ان با خبر ميشوند . در نتيجه بياموزيد كه در مورد اتفاقات , بر خورد تحليلي داشته باشيد . اگر كسي از دست شما عصباني شد , وضعيت را تحليل كنيد ; شايد حق با او باشد . آن وقت شما از بخشي از ضمير ناخود آگاهتان مطلع ميشويد , بخشي كه از آن اطلاع نداشتيد . چه بسا ممكن است تا حدي حق با او باشد و يا نه – اين راه سوم است . اگر تا حدي حق با او بود , شما هم از او ممنون باشيد و از قسمت اشتباهش ناراحت نشويد . اگر كاملا بر خطا بود , پس اظهارات او ربطي به شما پيدا نميكند . اين مشكل خود اوست .
+ نوشته شده توسط مظفری در دوشنبه پانزدهم آبان 1385 و ساعت 17:59 |